تبلیغات
آموزشگاه دعوت اسلامی - مقالات-پیشینیان و شب زنده داری
 
 
كاربر گرامی، خوش آمدید!   سایت موقت آکادمی دعوت اسلامی
 
موضوعات سایت
بخش های سایت

جستجو


مطالب جدید

آموزشگاه دعوت اسلامی


تازه ها

 تازه های سایت

تبلیغات سایت




عنوان این پست مقالات-پیشینیان و شب زنده داری

http://www.awda-dawa.com/sounds/pryer.bmp

لازم است بدانید که بسیاری از اشخاص تن پرور و بیکار از شنیدن اخبار کوشش پارسایان گذشته در مورد شب زنده داری، گمان می برند که این کارها نوعی سختگیری، زیاده روی و به زحمت انداختن بیش از حد و توان خویش می باشد. لیکن این تفکر نشانگر گمراهی و بی اطلاعی است، زیرا در نتیجه ی ناتوانی ایمان و باورهایمان و سستی اراده هایمان، و فروکش کردن شور و اشتیاق ما به سوی بهشت، و کاهش ترسمان از آتش جهنم، به سوی آسایش، تنبلی، خواب و ناآگاهی گرایش پیدا کرده و به چنان روزی افتاده ایم که از شنیدن داستان پرهیزگاران و عبادتگران و جدیت و کوششی که در عبادت به خرج می دادند، کار آنان را غیر عادی تصور کرده و برایمان قابل هضم نیست. این حالت تعجبی ندارد چراکه از کوزه همان تراود که در اوست. از آنجا که دل های گذشتگان ما با خداوند لطیف و قهار بستگی داشت و هم و غم شان روی به سوی بهشت و دارالقرار داشت چنان افتخارات بزرگی را برایمان رقم زده و نمونه هایی آنچنان را برایمان به یادگار نهاده اند. ولی از آنجا که ما به دنیا گرایش پیدا کرده و به رقابت در کسب مال فانی دنیا پرداخته ایم به این تیره روزی دچار گشته ایم.



پس ای دوست از این غفلت برخیز! که آن عبادتگران کوشا و ترسایان شب رفتند، و ما ماندیم و بی حالی و بالش هایمان!
1. سعید بن مسیب رحمه الله چنین می گوید:" شخصی که نماز شب می گزارد، خداوند در چهره اش نوری را قرار می دهد که هر مسلمانی بسبب آن وی را دوست می دارد. و کسی که هرگز او را ندیده باشد نیز می گوید: من این شخص را واقعاً دوست می دارم!"
2. به حسن بصری رحمه الله گفتند: " شب زنده داران را چه می شود که زیباترین رخسار را در میان مردم دارند؟ پاسخ داد: آخر آنان با خداوند رحمان خلوت نمودند و او از نور خویش بر تن ایشان کرد."
3. بزرگ تابعین، سعید بن مسیب رحمه الله، پنجاه سال نماز صبح را با وضوی عشاء بجای آورد و پیاپی روزه می گرفت.
4. شریح بن هانی رحمه الله می گوید: " کسی چیزی آسان تر از ترک چرت و خواب آلودگی را از دست نداده است." (یعنی بخاطر شب زنده داری)
5. ثابت بنانی رحمه الله گفته است: " هیچ عبادتگری هرگزعبادتگر خوانده نمی شود، با وجود تمام صفات نیک تا انکه این دو صفت در او نباشد: روزه و نماز، چونکه این دو از گوشت وخون او هستند!"
6. طاوس بن کیسان رحمه الله می گوید: " هرکه در شب ده آیه را بخواند و صبح نماید، برای او یکصد نیکی و یا بیشتر می نویسند."
7. سلیمان بن طرخان رحمه الله گوید: " اگر چشمانت را به خواب عادت دهی بدان عادت می گیرد، و اگر آنرا به شب بیداری عادت دهی بدان خوی گیرد."
8. یزید بن ابان رقاشی رحمه الله: " هرگاه خوابیدم و بیدار گشته و باز خوابیدم خداوند هرگز خواب را بر چشمانم نیاورد."
9. فضیل بن عیاض رحمه الله دست حسین بن زیاد رحمه الله را گرفته و گفت: " ای حسین، خداوند متعال هر شب بر آسمان دنیا فرود آید و گوید: (دروغ می گوید آنکه ادعای دوستی مرا دارد و با آمدن شب مرا بگذارد و بخواب رود! مگر دوستان با دوستان خویش خلوت نمی گزینند؟! بیایید که من شبانگاهان بر دوستانم فرود آیم، ...، فردا دیدگان دوستان من به بهشت روشن گردد.)"
10. ابن جوزی رحمه الله: " آنگاه که گوش های شب زند ه داران از ملامت پر گشت (که: دروغ گفته کسی که ادعای محبت من کرد و با آمدن شب مرا گذاشت و بخواب رفت.) پلک های چشمانشان بر روی گردانیدن از خواب سوگند خورند. "
11. محمد بن منکدر رحمه الله: " چهل سال با نفس خویش دست و پنجه نرم کردم (یعنی با آن مبارزه کرده و بزور به عبادت وادار نمودم) تا آنکه برایم درست و راست گشت! "
12. ثابت بنانی گوید: " بیست سال با نفس خویش درافتادم! و بیست سال از آن بهره گرفتم."
13. یکی از صالحان آنقدر نماز می گزارد تا آنکه پاهایش متورم می شد و بر آنها می زد و می گفت: "ای فرمانده ی بسوی پلیدی تو جز برای عبادت آفریده نشده ای."
14. عبد العزیز بن ابی روّاد رحمه الله، یکی از بندگان صالح خدا، زمانی که شب ها موقع خواب بستر خواب برایش گسترده می شد، دستی بر بستر کشیده و می گفت: "چقدر نرم و راحتی! ولی بستر بهشتی از تو نرم تر و راحت تر است!" آنگاه به نماز می ایستاد.
15. فضیل بن عیاض رحمه الله: " اگر نتوانستی شب را زنده داری و روز را روزه بگیری بدان که تو بی بهره و اسیری هستی، که گناهانت ترا به اسارت گرفته اند."
16. معمر چنین تعریف می کند: " سلیمان تمیمی رحمه الله کنار من آخرین نماز نفل عشاء خویش را می گزارد، شنیدم که در نمازش چنین قرائت می نمود: {تَبَارَكَ الَّذِی بِیدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ} یعنی: (بسیار با برکت است آن خدا که به دست اوست پادشاهی و او بر همه چیز تواناست.) تا به این آیه رسید : {فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ كَفَرُوا} یعنی: (و آنگاه که ببینند آن وعده را نزدیک شده چهره‏هاى كسانى كه كافر شده‏اند در هم رود,) و همینطور آن را تکرار می کرد تا آنکه کم کم نماز گزاران مسجد را ترک نموده و به خانه هایشان برگشتند. آنگاه من نیز روانه ی منزل شدم. وقتی برای گفتن اذان صبح به مسجد بازگشتم سلیمان تمیمی رحمه الله را همانجا یافتم که دیشب از او جدا شده بودم! و ایستاده بود و همچنان در همان آیه مانده بود و آن را تکرار می کرد: {فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ كَفَرُوا} یعنی: (و آنگاه که ببینند آن وعده را نزدیک شده چهره‏هاى كسانى كه كافر شده‏اند در هم رود.)"
17. همسر مسروق بن اجدع می گوید: "سوگند به خدا که هیچ شبی را به صبح نمی رساند مگر آنکه هر دو ساق پاهایش از طولانی بودن بپا ایستادنش متورم می گشتند! ...، و خدایش بیامرزد هنگامی که شب به درازا می کشید و خسته می شد، نشسته نماز می گزارد و نماز را ترک نمی کرد. و زمانی نماز به پایان می رساند، روی زانوهایش آهسته آهسته (به سوی بسترش) می خزید همانطور که شتر بر زانوانش می خزد!"
18. مخلد بن حسین: "شبانگاهان نشد که از خواب برنخیزم مگر آنکه ابراهیم ادهم رحمه الله را در حال ذکر خداوند و نماز ببینم و اندوهگین نگردم و هر بار خودم را با این آیه تسلی می دادم که: {ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَن یشَاء} یعنی: (این بخشایش خداست آن را مى‏دهد به هر كه بخواهد.) (5:54)"
19. ابوحازم رحمه الله می گوید: " کسانی را درمی یافتیم که در عبادت کردن چنان بودند که جایی برای بیشتر عبادت نمودن باقی نمی ماند."!
20. ابو سلیمان دارنی رحمه الله می گوید: " ممکن است پنج شب متوالی را با یک آیه بگذرانم. آن را تکرار نموده و از خویش عمل نمودن به آن را می خواهم! و درصورتیکه خداوند متعال با غفلت بر من منت نمی گذاشت تا پایان عمر از آن آیه پیشتر نمی رفتم. چراکه در هر بار تدبر و اندیشه نمودن دانشی تازه هست و شگفتیهای قرآن پایان نمی پذیرد"!
21. سری سقطی رحمه الله شب هنگام که به نماز می ایستاد اوایل شب جلوی گریه کردن خویش را می گرفت و به همین نحو تا آنکه عنان از کف داده و به گریه و زاری می پرداخت.
22. مردی به ابراهیم ادهم رحمه الله گفت: " من نمی توانم شب زنده داری کنم، دوایی برایم بیان نما؟! پاسخ داد: روزها نافرمانیش مکن تا او شب ها تو را مقابل خویش بپادارد، که ایستدن تو در برابر او برترین افتخارها است، و فرد نافرمان و گناهکار لیاقت چنان افتخاری را ندارد. "
23. سفیان ثوری رحمه الله گفته است: " بدلیل گناهی که مرتکب شده بودم بمدت پنج ماه از شب زنده داری بی بهره گشتم."
24. مردی به حسن بصری رحمه الله گفت: " ای اباسعید، من سالم و سلامت میخوابم و شب زنده داری را دوست دارم، آب وضویم را آماده می سازم ولی نمی دانم چرا برنمی خیزم؟! حسن بصری رحمه الله پاسخ داد: گناهانت ترا به اسارت دراورده اند!"
25. و باز مردی به حسن بصری رحمه الله گفت: " نماز شب مرا درمانده كرده است و نمیتوانم انرا انجام دهم !؟ فرمود: گناهانت ترا به اسارت دراورده اند!"
26. ابن عمر رضی الله عنهما فرمود: " نخستین چیزی که از عبادت کاسته می شود تهجد (نماز شب) و با صدای بلند قرائت کردن در آن است. "
27. عطاء خراسانی رحمه الله: " وقتی انسان برای نماز شب برمی خیزد و شاداب می گردد به سبب آن شادابی را در قلب خویش می یابد، و زمانی که چشمانش سنگینی نموده و از شب بیداری به خواب رود، اندوهگین و شکسته دل گردد، گویی چیز مهمی را از دست داده است. زیرا که چیزی را از کف داده است که بزرگترین سودها را برای او داشت (یعنی شب بیداری)"
28. معقل بن حبیب رحمه الله به کسانی برخورد که بسیار می خوردند. به آنان گفت: " به نظر نمی رسد که دوستان ما بخواهند به شب بیداری دست یابند."
29. مسعر بن کدام رحمه الله در تشویق به زیاد نخوردن چنین می گوید:
" وجدت الجـوع یطـرده رغیـف وملء الكـف مـن مـاء الفرات
وقل الطعم عـون للمصــلــــی وكثر الطعم عـــــــون للسبات "

گرسنگی در نظر من چنان است که قرصی نان و مشتی آب از آب فرات بزدایدش
که کم خوردن نمازگزار را یاور است و بیش خوردن خواب را!
30. وقتی کنیز بنده ی صالح خداوند علی بن بکار رحمه الله بسترش را می گستراند، او دستی بر بستر کشیده و می گفت: " به خدا که نیکو هستی! و به خدا که خنک هستی! و به خدا که شبم را بر تو نمی گذرانم (یعنی بر تو نمی خوابم) آنگاه برخاسته و تا صبح نماز می گزارد."!
31. فضیل بن عیاض رحمه الله می گوید: " کسانی را دیده ام که از درازی خوابی سبک در تاریکی شب از خداوند شرم می کردند! وقتی بر پهلو است و تکانی می خورد (یعنی از خواب می خیزد) به خود می گوید: این ترا نیست! برخیز و سهم خویش را از آخرت برگیر! "
32. هشام دستوائی رحمه الله می گوید: " خدای را بندگانی است که خواب را کنار می زنند از ترس آنکه در خواب خویش بمیرند!"
33. جعفر بن زید رحمه الله تعریف می کند: " برای جهادی به سوی کابل راه افتادیم و در لشکر صلة بین اشیم عدوی رحمه الله نیز بود که پس از تاریکی شب (یعنی پس از عشاء) وقتی افراد پراکنده شدند، به پهلو خوابیده و منتظر به خواب رفتن افراد می ماند. زمانیکه همه ی افراد لشکر خوابیدند صلة از جای برخاسته و وارد بیشه ای انبوه از درختان به هم پیوسته می شد. من بدنبال وی راه افتادم. وضوء ساخت و به نماز ایستاد و نماز خویش آغاز کرد، در همین اثنا که او در نماز بود شیری عظیم الجثه پیدا شد و به او نزدیک گشت و او همچنان نماز می خواند! از غرش شیر به هراس افتاده و بر درختی بالا رفتم. اما به خدا سوگند که او به شیر توجهی ننمود! صلة نه از غرشش ترسید و نه اعتنایی کرد! صلة به سجده رفت و شیر به او نزدیک شد. با خود گفتم حالا دیگر او را شکار خویش می سازد! اما شیر همچنان دور او می گشت و گزندی به وی نمی رساند. سپس وقتی صلة از نماز فارغ شد روی به شیر کرد و گفت: ای درنده جای دیگر بدنبال روزی خویش بگرد! و شیر روی خویش برگرداند و چنان می غرید که کوهها را به لرزه می انداخت! و صلة همچنان تا نزدیکی های صبح نماز می خواند. آنگاه نشست و چنان به حمد و سپاس خدای پرداخت که الا ماشاءالله مانندش را ندیده بودم. سپس گفت: خدایا از تو می خواهم مرا از آتش جهنم پناه دهی، مگر کسی چون من جرأت طلب بهشت از تو را دارد؟! و آنگاه خدایش بیامرزد به سوی بستر خویش برگشت (تا لشکریان گمان برند که وی تمام شب را خوابیده است). و چنان صبح نمود که انگار بر بستری نرم از پنبه (که بستری نرم و لطیف است و منظور در اینجا آنست که وی در نهایت شادابی و سرزندگی بود) خوابیده بوده است و من نیز به بستر خویش بازگشتم و با چنان بی حوصلگی و خواب آلودگی صبح را آغاز نمودم که خدا می داند."
34. " بنده ای درستکار به نام عمرو بن عتبة بن فرقد رحمه الله در جهادی در راه خداوند شرکت داشت. شب هنگام برپا ایستاده و به مناجات با خدای خویش می پرداخت. لشکریان با وجود عمرو کسی را مامور پاسبانی نمی کردند چراکه عمرو با نماز خلال شب خویش آنان را آسوده خاطر ساخته بود. آن شب در حین نماز عمرو بن عتبه رحمه الله و زمانی که لشکر به خواب رفته بود، صدای غرش ترسناک شیری را شنیده و همگی گریختند و عمرو در جای خویش به نماز باقی ماند و آن را پاره ننمود! و حتی اعتنایی هم بدان نکرد! وقتی شیر آنجا را ترک نموده و رفت، به سوی عمرو برگشتند و به او گفتند: از شیر نهراسیدی که در نماز ماندی؟! پاسخ داد: من از خدای شرم دارم که از چیزی بجز او بترسم! "
35. عمربن عبد العزیز رحمه الله گفته است: " برترین اعمال همان هایی اند که نفس انسان آن را ناحوشایند بداند. "
36. ابو جعفر بقال گوید: " نزد احمد بن یحیی رحمه الله رفتم، او را دیدم که چنان بشدت می گریست که عنان از کف داده بود! به او گفتم: بگو ببینم ترا چه شده؟! می خواست از من مخفی بدارد که نگذاشتم. بنابراین گفت: قیام و قرائت حزبی از قرآن دیشبم را از دست دادم! و آن را جز بخاطر کار خطایی که از من سر زده و به خاطر آن مجازات شده باشم نمی دانم. و به گریستنش ادامه داد! دلم بحالش سوخت و خواستم آسوده خاطرش سازم، پس گفتم: از کار تو درشگفتم! چرا از خداوند به خاطر خوابی که خود ترا بدان افکند خوشنود نیستی و نشسته ای می گریی؟! پاسخ داد: دست از این سخنان بردار ای ابوجعفر که من سبب آن را جز بخاطر کاری که از من سرزده باشد نمی دانم! باز در گریه افتاد! وقتی دیدم سخنانم را نمی پذیرد برگشته و تنهایش گذاشتم. "
37. ابوغالب می گوید: " ابن عمر رضی الله عنهما در مکه میهمان ما می شد. شب ها را به نماز شب می پرداخت. یک شب پیش از آمدن صبح به من گفت: ای ابوغالب، نمی خواهی برخاسته و نماز بگزاری و دستکم یک سوم از قرآن را بخوانی؟ گفتم: ای ابا عبدالرحمن صبح نزدیک است چگونه یک سوم از قرآن را بخوانم؟! فرمود: سوره ی اخلاص{قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ} با یک سوم قرآن برابر است."
38. ابو اسحاق سبیعی رحمه الله می گفت: " ای جوانان جدیت بخرج داده و تلاش کنید، در استفاده از توان و طاقت خویش شتاب نمایید و جوانی تان را قبل از آن که پیر وناتوان گردید غنیمت شمارید. بدانید کمتر شبی بر من گذشته است که در آن شب هزار آیه را نخوانده باشم."
39. بنده ی درستکار خداوند عبد الواحد بن یزید رحمه الله هر شب به خانواده اش می گفت: " ای اهل خانه بیدار شوید! (از خواب) که این سرای (دنیا) سرای خوابیدن نیست، و بزودی خوراک کرم ها می گردید!"
40. محمد بن یوسف می گفت: " سفیان ثوری رحمه الله ما را شب ها بیدار ساخته و می گفت: ای جوانان برخیزید! تا جوانید نماز بگزارید! اگر امروز نماز نگزارید پس کی (چنین می کنید)؟!"
41. زنی نزد همسر امام اوزاعی رحمه الله رفته بود و دید سجده گاه امام خیس است، به همسر امام اوزاعی گفت: " مادرت به عزایت بنشیند! می بینم که از یکی از بچه هایت غافل شدی و در سجده گاه شیخ(یعنی جای نماز شب وی) ادرار کرده است. همسر اوزاعی پاسخ داد: وای بر تو که این کار هر شب است! و این جای اشکهای شیخ در سجده است."
42. ابراهیم بن شماس گوید: " احمد بن حنبل رحمه الله را می دیدم که شب ها را زنده می داشت و پسربچه ای بیش نبود."
43. ابو یزید معَّنى گوید: " سفیان ثوری رحمه الله صبحگاهان پاهایش را بر دیوار نهاده و سر بر زمین می نهاد تا خون به مکان خویش بازگردد. از بسیاری نماز شب!"
44. ابو مسلم خولانی رحمه الله شب ها را به نماز می گذراند و هر وقت احساس خستگی و بی حالی می نمود به خویشتن می گفت: " آیا یاران محمد صلى الله علیه وسلم می پندارند که از ما به سوی او سبقت برده اند؟ به خدا که با آنان بر سر این موضوع به دشواری رقابت می کنم تا بدانند که بعد از خود مردانی را به جای نهاده اند! و آنگاه تا صبح به نماز می ایستاد."
45. یکی از مردان صالح و درستکار در خواب خیمه هایی را بپاداشته دید و پرسید: " این خیمه ها مال که هستند؟! گفتند: این ها ازآن شب گذاران با قرآن هستند!" پس از آن دیگر هرگز شب ها نخفت!
46. زمانیکه شداد بن اوس رضی الله عنه به سوی بستر می رفت در آن بمانند دانه ی گندم که در ماهی تابه برشته کنند می غلتید! و می گفت: " خداوندا، آتش جهنم خواب از چشمان من ربوده است!" و تا صبحگاهان به نماز می ایستاد.
47. عامر بن عبد الله بن قیس رحمه الله وقتی برای نماز شب برمی خاست می گفت: " چشمان من از چشیدن مزه ی خواب خودداری نمایند با به یادآوردن خواب."
48. فضیل بن عیاض رحمه الله گفته است: " وقتی با آغاز شب روبرو می شوم درازای آن مرا می آشوبد، ولی قرآن را باز کرده و صبح می رسد و هنوز حرص و اشتیاق من به پایان نرسیده است" ( یعنی از قرآن و نماز سیر نگشته ام)
49. وقتی زمان وفات بنده ی صالح خدا ابو شعثاء رحمه الله در رسید گریست. پرسیدند: " چرا می گریی؟ پاسخ داد: از شب زنده داری سیراب نگشته ام"!
50. فضیل بن عیاض رحمه الله می گفت: " از جمله اخلاق پیامبران و پاکان برگزیده و پاکدل، این سه اخلاق و خصلت است: بردباری، بازگشت(توبه) و بهره مندی از شب زنده داری."
51. ثابت بنانی رحمه الله ایستاده نماز می خواند تا آنکه خسته می شد. وقتی خسته می شد نشسته نماز می خواند.
52. سری سقطی رحمه الله می گوید: " بهره های بسیاری را در تاریکی شب دیدم."
53. بعضی از صالحین کنار بعضی از جوانان عبادتگر در موقع آمدن غذا ایستاده و به آن ها می گفتند: " بسیار مخورید، که بسیار می خوابید و بسیار زیان می برید!"
54. حسن بن صالح رحمه الله می گفت: " من از خداوند شرم دارم که به اجبار بخواب روم(یعنی بر بستر خواب دراز بکشم و حال آنکه خوابم نیاید) تا وقتیکه خواب خود به سویم برگردد(برمن غالب شود)، و زمانیکه بخواب روم و سپس از بیدار شوم و باز در خواب روم خداوند خواب را از چشمانم دور گرداند!"
55. بنده ی صالح خداوند سلیمان التمیمی – رحمه الله – و پسرش شب ها در مساجد می گشتند. دفعه ای در این مسجد نماز خوانده و بار دیگر در یکی دیگر. تا هنگام صبح!
در خاتمه، برادر عزیز شب ها برخیز حتی اگر یک رکعت نماز بخوانی! و سخن را با این حدیث رسول خدا صلى الله علیه وسلم به پایان می برم: «من قام بعشر آیات لم یكتب من الغافلین، ومن قام بمائة آیة كُتب من القانتین، ومن قام بألف آیة كتب من المقنطرین» یعنی: {آنکه ده آیه را (در نماز) بخواند از غافلان شمرده نمی شود، و آنکه یکصد آیه را بخواند از فرمانبرداران بحساب آید، و آنکه هزار آیه را (در نماز) بخواند از مقنطرین (دارایان اجر بسیار فراوان) شمرده می شوند.} روایت ابوداود که البانی آن را صحیح دانسته است.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته

 :: لینك ثابت نویسنده : مدیر سایت نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

اصلاح قلبها (اخلاص1)
بیان ابن قیم راجع به آثار شوم گناهان(3)
بیان ابن قیم راجع به آثار شوم گناهان(2)
بیان ابن قیم راجع به آثار شوم گناهان
قصه هدایت و جستجوی سعادت
تلقین كسی كه در حال مرگ است
حكم خودکشی در اسلام
مایکل جکسون
جنگ‌ تبشیری‌ علیه‌ اسلام‌
انسان و مذاهب در تاریخ
مقالات-آداب علم
منـزلت نماز در بین دیگر عبادات و فضیلت نماز جماعت
اعجاز علمی--آیا آهن در زمین به وجود آمده است؟
مقالات_غذارا بامیوه آغاز نمایید
مقالات-آثارگناه


اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
مدیر سایت

آمار بازدیدكنندگان
امروز :
دیروز :
كل :

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


لینكدونی
آرشیو لینكدونی

عکس هفته

لینك دوستان
:: محصولات برتر
:: جامعه مجازی 'علمی' تریبون آزاد
:: زنال
:: اشکنان آنلاین
:: گمبرون سایتی متفاوت

صفحه اصلی |  ارتبــــــــــــــاط با ما |  ایمیل |   |  صفحه خانگی