تبلیغات
آموزشگاه دعوت اسلامی - مقالات-هجرت
 
 
كاربر گرامی، خوش آمدید!   سایت موقت آکادمی دعوت اسلامی
 
موضوعات سایت
بخش های سایت

جستجو


مطالب جدید

آموزشگاه دعوت اسلامی


تازه ها

 تازه های سایت

تبلیغات سایت




عنوان این پست مقالات-هجرت

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/2/28/hejrat.jpg

اى مسلمانان ! آنچانكه لازم است از خدا بترسید وتقوا پیشه كنید ، كه تقوا سعادت دنیا وآخرت را براى شما تضمین مىكند ، بندگان خدا ! هرگاه برنامه مقدس ، مسئولیت بزرگ ، وهدف والا ومهم باشد تقاضا مى كند كه انسان آنچه در توان دارد أعم از جان ومال ووقت در راه آن فدا كند ، چه بسا ممكن است كه انسان در راه اداى چنین مسئولیت بزرگ وآرمان مقدسى جانش را ببازد دوستانش را از دست بدهد ، دشمنانش زیاد شود ، مورد تمسخر واستهزاء قرار گیرد ، از نیرنگ مكاران وخصومت دشمنان در امان نماند ، ودر عین حال كسانى كه حرفش را گوش كنند وبه نصرتش بشتابند ودر كنارش قرار بگیرند بسیار اندك باشند ،..



همین وضعیت دقیقاً براى سید البشر محمد مصطفى  در آغاز بعثت شان پیش آمد ، بیان همین حقیقت والا ، مسئولیت رسول الله بود كه خداوند ایشان را براى اداء وتبلیغ آن مبعوث فرمود ، خداوند زمانى بهترین مخلوقات را بسوى بشریت مبعوث كردوفرستاد كه جهان بیش از هر زمان دیگرى به رسالت وشریعت ایشان محتاج بود ،چونكه پس از تغییرات وتحریفاتى كه اهل كتاب در دین آورده بودند جهان در تاریكیهاى شرك وجهالت فرو رفته بود ،لذا خداوند بندهء بزگزیده اش حضرت محمد را براى همهء بشریت به پیامبرى فرستاد لذا مىفرماید : ( قل یا ایها الناس إنی رسول الله إلیكم جمعیاً الذی له ملك السموات والأرض لا إله الاهو یحی ویمیت ) الآیه "بگو اى مردم براستى كه من از طرف خدا براى همه شما پیامبر فرستاده شده ام خدایى كه آنچه در آسمان وزمین است مال اوست ، هیچ معبودى جز او نیست زنده مى كند ومى میراند ..." هنگامى كه پیامبر مبعوث شدند ، دیدند كه مردم خدایان مختلفى را پرستش مى كنند بعضى درختان رامى پرستند وبعضى قبرها واولیاء وغیره را ، ومردم در هنگام مشكلات وسختى هابه جاى خداى یكتا این مخلوقات عاجز را مى خوانند واز آنان كمك مى خواهند وبه آنان پناه مى برند وبراى جلب منافع به آنان روى مى آورند ، وبراى آنان نذر وذبح مى كنند ، وآنان را وسیله وواسطه قرار مى دهند كه به خدا نزدیك شان كنند وخواسته ها ودعاهایشان را به خدا برسانند ، همچنین پیامبر  دیدند كه آنان براى حل وفصل مشكلات ونزاعات خودبه دامان ساحران وفالبینان وغیبگویان پناه مى برند واشاعهء فحشاء ومحرمات مى كنند ، با همسایه بد رفتارى مى كنند صله رحم را قطع مى كنند ، فقط به فكر جمع كردن مال هستند وپرواى حلال وحرام را ندارند ، ربا وخرید وفروش در نزد آنان برابر است ، غصب ومیراث را یكى مى دانند .
آنقدر به این دین جاهلى مصالح ومنافع گسترده مادى ومعنوى وابسته شده بود وآنقدر با عادات ورسوم جاهلى عجین گشته بود كه ترك كردن ودست كشیدن از منافع مادى واشراف سالارى آن بسیار دشوار مى نمود ، پیامبر با دعوت مردم به سوى" لا إله إ لا الله محمد رسو ل الله " كارشان را آغاز كردند ، این كلمه معانى گسترده اى را بهمراه داشت كه فقط یك خداى یكتا را باید پرستید ، در دعا اورا باید خواند، ذبح ونذر فقط براى او باید كرد ، كمك از او باید خواست ، پناه به او باید جست ، جلب منفعت ودفع مضرت را از او باید خواست ، طواف وسجده براى او باید كرد ودیگر انواع عبادتى كه فقط حق خدا ست ، لذا خداوند متعال مى فرماید : (وأن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحداً ) " وهمانا مساجد از آن خدا است پس هیچ كسى را باید با خدا نخوانید " وهمچنین مى فرماید: ( قل تعالوا أتل ما حرم ربكم علیكم ألا تشركوا به شیئاً ) " بگو اى پیامبر بیایید كه آنچه پروردگار تان بر شما حرام كرده بخوانم اینكه هیچ چیزى را با او شریك نسازید "
همچنین از معانى كلمهء شهادت این بود كه فقط از پیامبر  باید اتباع وپیروى كرد ( وما آتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم عنه فانتهوا ) یعنى " آنچه پیامبر به شما داد آنرا بگیرید واز آنچه شمارا ازآن باز داشت با ز آئید " پیامبر رحمت  آمد تا اینكه انسانهارا بسوى عفت وطهارت ، اخلاق نیكو ، صله رحم ، همسایه دارى ، دست كشیدن از ظلم وحرام ، واستقامت در دین حق بخواند، آمد تا از آنان بخواهد كه مشكلات ومسائلشان را بكتاب خدا حل وفصل كنند ، نه با فال بینى وقوانین جاهلیت ، همچنین از آنان بخواهد كه مال را از را ههاى حلال بدست آورند ودرجاى مشروع ومباح خرچ كنند ، تا اعلان كند كه همه انسانها در برابر دین خدا مساوى هستند تنها چیزى كه بوسیله آن مى تواند یكى از دیگرى برتر باشد تقوى است، خداوند مى فرماید: ( قل إنما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها وما بطن والإثم والبغی بغیر الحق وأن تشركوا بالله مالم ینـزل به سلطانا وأن تقولوا على الله ما لا تعلمون ) " بگو اى پیامبر جز این نیست كه پروردگار من فحشاى ظاهرى وباطنى ، وگناه ، وتجاوز بدون حق را حرام كرده است، واینكه با خداوند چیزى را شریك بسازند كه هیچ دلیلى برآن نازل نكرده ، ویا آنچه را كه نمى دانید بر خداوند بهتان ببندید" ومى فرماید : ( إن الله یأمر بالعدل والإحسان وإیتاء ذى القربى وینهى عن الفحشاء والمنكر والبغی یعظكم لعلكم تذكرون ) " بدرستیكه خداوند به عدالت ونیكو كارى ، كمك به خویشاوندان امر مى كند، واز فحشاء وكارهاى زشت وتجاوز نهى مى كند، خداوند شما را پند مى دهد تا اینكه بیاد آورید "
ابن جریر- رحمة الله علیه - از عبد الله بن عباس  روایت مى كند كه فرمود : هنگامى كه ابو طالب مریض بود عده اى از سران قریش كه ابو جهل نیز با آنان بود نزد او آمدند وگفتند: برادر زاده ات خدایان ما را دشنام مى دهد وچنین وچنان مى كند ، این وآن مى گوید ، أبوطالب گفت اى برادر زاده عزیزم ! این قوم تو چه مى گویند ؟ ، از تو شكایت دارند وادعا مى كنند كه تو خدایانشان را دشنام مى دهى، پیامبر  فرمود عموجان ! من فقط یك كلمه از آنان مى خواهم كه اگرآأنرا گفتند همه عرب از آنان تبعیت خواهند كرد وهمه عجم به آنان جزیه خواهند پرداخت ، أبوجهل گفت : یك كلمه نه ، ده كلمه مى گوئیم چیست آن كلمه ؟ پیامبر  فرمودند: بگوئید -لا إله إلا الله - ، از جا پریدند وعقب گرد كردند ودر حالى كه لباسهایشان را تكان مى دادند مى گفتند: ( أجعل الالهة الها واحدا إن هذا لشئ عجاب ) " آیا همه خدایان را یك خدا كرده ، براستى كه این خیلى تعجب آور است " .
آنها فهمیدند كه معناى این كلمه چیست ؟ فهمیدند كه این كلمه انسان را از نومىسازد وبه خط اسلام داخل مى كند كه در عبادت ومعامله واخلاق وبر خورد وهمه شئون زندگى فقط از اسلام پیروى كند ، چنانكه آیه كریمه بروشنى ابن مطلب را بیان مى كند ( قل إن صلاتی ونسكی ومحیای ومماتی لله رب العالمین لا شریك له وبذلك أمرت وأنا أول المسلمین ) یعنى " بگو اى پیامبر كه بتحقیق نماز من وتمام عبادات من ومرگ وزندگى من براى پروردگار جهانیان است هیچ شریك وهمتا یى ندارد به همین مأمور شده ام ومن اولین مسلمانم " این است معناى لا إله إلا الله كه مشركین از آن فرار كردند ، پیامبر  همه انسانها را بسوى همین معنى بزرگ خواند ، از عهده این مسئولیت سترگ كه بزرگترین مسئولیت در طول تاریخ بشر بشمار مى رود بخوى بر آمد ، بسوى دین ارزشمندى خواند كه بشر را در دنیا به بالا ترین مراتب پیشرفت وترقى ودر آخرت به سعادت ابدى مى رساند كه بهشت جاویدان ونعمتهاى رشك آفرینش براى همیشه بماند، گروه اندكى دعوت حضرتش را پذیرفتنند ویك مجتمع كوچك مؤمن ومستضعف تشكیل دادند ، كه مشركین ومستكبرین بد ترین وطاقت فرسا ترین شكنجه ها را به آنان چشانیدند ، سوزاندن در آتش خواباندن لخت برروى ریگهاى سوزان از جمله شكنجه هاى معمول آنان بود ، كسانى كه در مقابل دعوت پیامبر  مى ایستادند سه گروه بودند ، اول: آنانیكه مى دانستند دعوت حق است اما از روى عناد وتكبر مخالفت مى كردند ، دوم: آنانیكه حسد مى ورزیدند ومى سوختند ، وسوم: جاهلان گمراه كه واقعاً از روى جهالت انكار مى كردند این مثلث شوم حرب شیطانى و جبهه مشتركى تشكیل داده بودند كه از هیچ دسیسه ووسیله اى براى سركوبى دعوت وبازداشتن دیگران از راه خدا فرو گذاشت نمى كردند ( یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم والله متم نوره ولو كره الكافرون ) " مى خواهند كه نور خدارا با دهانهاى شان خاموش كنند وخداوند نورش را به اتمام خواهد رساند گر چه كافران ناپسند پندارند " .
مشكلات در مكه زیاد شد وعرصه بر پیروان اسلام تنگ گردید ، مشركین تصمیـم گرفتندكه پیامبر  را به شهـادت برساننـدجبریل فرمـود اكنون پروردگارت به تو اجازه داده است كه به مدینه هجرت كنى ، همین امشب سر جایت نخواب تا اینكه دشمنانت به هدف شومشان نایل نگردند ، مشركین دم دركمین گرفته بودند وتصمیم داشتند دسته جمعى به حضرتش حمله كنند ، حضرت درحالیكه آیات اول سوره یاسین را تلاوت مى كردند ، از در بیرون رفتند ومشت خاكى بر آنان پاشیدند ، خداوند نور چشمانشان را از آنان گرفت وخوابشان آمد كه پیامبر را ندیدند ، پیامبر  با رفقیشان در غار ثور پنهان شدند وسه روز منتظر ماندند تا اینكه اوضاع آرام شد ، مشركین قریش همه جا را پالیدند ، تا اینكه رد پا به دم غار رسید ابوبكر  فرمود اى رسول خدا ! اگر پائین پایشان را نگاه كنند ما را مى بینند ، فرمود اى ابوبكر ! (ماظنك بإثنین الله ثالثهما ) " چه گمان مى برى در باره دو نغرى كه سومشان خداوند است " سه روز بعد با یك نفر راه بلد بر شتر سوار شدند وراهى مدینه گردیدند، هجرت پیامبر  پیروز بزرگى براى اسلام ومسلمین بود كه خداوند مكر ونیرنگ مشركان را باطل كرد آنان گمان كرده بودند كه خواهند توانست پیامبر را به شهادت برسانند واسلام را براى همیشه نابود كنند ، غافل از اینكه خداوند یاور وناصر پیامبر است ( إلا تنصروه فقد نصره الله إذ أخرجه الذین كفروا ثانی أثنین إّذهما فی الغار إذ یقول لصاحبه لا تحزن إن الله معنا فأنزل الله سكینته علیه وأیده بجنود لم تروها وجعل كلمة الذین كفروا السفلى وكلمة الله هی العلیا والله عزیز حكیم ) " اگر شما او را یارى نكنید البته خدواند او را یارى خواهد كرد آنگاه كه یكى از آن دو تن كه در غار بودند به رفیق وهمسفر خود گفت غمگین مباش كه خداوند با ماست آنزمان خدا سكون وآرامش بر او فرستاد واو را به سپاه ولشكرهاى غیبى خود كه شما آنرا ندیده اید مدد فرمود ونداى كافران را پست گردانید ونداى خدا ودعوت اسلام را مقام بلند داد كه خدارا برهر چیز كمال قدرت ودانائیست".
پیامبر  چندین مرتبه مورد سوء قصد قرار گرفتند هم قبل از هجرت وهم بعد از هجرت ، مؤرخان مى گویند أبو جهل گفت به لات وعزى سوگند اگر محمد  را ببینم كه نزد كعبه سجده مى كند سنگى را گرفته برفرقش خواهم كوبید كه از جایش بلند نشود ، آنگاه با شما ست كه از من دفاع كنیدیا نكنید ورا تحویل دهید ، گفتند : ابا الحكم! بخدا سوگند ترا تحویل نخواهیم داد فردایش رسول الله  تشریف آوردند ونزد كعبه شروع به نماز كردند، درحالى كه قریش در مجالسشان بودند أبو جهل سنگ بزرگى را گرفت وجلو آمد اما ناگهان در حالیكه رنگش را باخته بود وبه خود مى لرزید به عقب برگشت، گفتند:چه شد؟ گفت: شترى بین من واو حائل شد كه سرش بسیار بزرگ وگردنش خیلى كلفت بود ونزدیك بود كه مرا بخورد پیامبر  فرمودند ، او جبرئیل بود قسم به ذاتى كه جانم در چنگ اوست اگر جلو مى آمد فرشتگان وى را در جلو چشم مردم ریزه ریزه مى كردند ، پیامبر  یكبار توسط منافقین در غزوه تبوك مورد سوء قصدقرار گرفتند ، همچنین توسط عامر ابن طفیل وفضاله در حالت طواف وتوسط یك مشرك اعرابى درزیر درخت هنگام باز گشت از یكى از غزوات وتوسط قاصد صفوان ابن امیه در مسجدشان ونیز توسط زن یهودى كه دست گوشتى را مسموم كرده ومى خواست به حضرتش بخوراند كه سروقت به ایشان اطلاع رسید ، ودرتمام این حوادث خداوند ایشان را بخاطر توحید كامل وتوكل مطلقى كه بر خداوند داشتند نجاتشان داد ، لذا مى فرماید: ( ومن یتوكل على الله فهو حسبه) " وكسى كه برخدا توكل كند پس خدا او را كافیست "در مسیر هجرت شان به مدینه نسیم نصرت وپیروزى به خارج از جزیرة العرب وزیدن گرفت ، سراقه ابن مالك به طمع صد شترى كه قریش به او وعده داده بودند خودش را به رسول الله  نزدیك كرد ، اما پاهاى شترش به زمین فرورفت ، پیامبر به طرف او نگاه كردند وفرمودند : سراقه ! آنروز كه دسبندهاى كسرى را بپوشى چه حالتى خواهى داشت ؟ ! سرلقه مسلمان شد و از پیامبر دست برداشت ، حضرت عمر  هنگامى كه ایران فتح گردید دستبند هاى كسرى را به او پوشاند وبدین ترتیب پیش بینى پیامبر تحقق یافت.
رسول الله  بارفیقشان ابوبكر صدیق  با اكرام واعزاز واستقبال بى نظیرى وارد مدینه گردیدند ، مردم ودینه قدوم رسالت را به شهر شان باعث خیر وبركت مى دانستند وهر كسى آرزو مى كرد كه حضرتش مهمان او باشند ، سر انجام شترشان درجاى همین مسجد زانوزد زیرا كه وى ازطرف خدا مأمور بود پیامبر  این قطعه زمین را خریدند و مسجد ساختند كه از آن نور درخشیدن گرفت ورفت كه سراسر جهان را تا روز قیامت منوركند سپس حجرات همسرانشان را ساخته وبدین ترتیب مرحله جدیدى از تاریخ آغاز گردید مرحله مباركى كه سرشار از نصرت وتأئید واعمال نیك وسازنده بود بنا برین در زمان رسول الله  بودكه هجرت از مكه به مدینه فرض گردید ونیز از هر جایى كه مسلمان نتواند در آنجا شعائر دینش را بر پاى دارد هجرت فرض است ، هجرت یكى از بهترین اعمال نیك بشمار مى آمد كه مردم باداشتن آن مقام ومنـزلت برترى كسب مى كردند امتیاز مى گرفتند ، پیامبر  فرموند : (الإسلام یهدم ما قبله ، والهجرة تهدم ما قبلها ) " اسلام هر گنایى كه پیش از آن بوده از بین مى برد ، همچنین هجرت نیز هر گنایى كه پیش از آن بوده نابود مى كند ".
بعد از فتح مكه ، هجرت از این شهر منسوخ شد البته از دیگر شهرهایى كه مسلمان نتواند شعائر دینش را بر پا دارد به شهرى كه بتواند با آزادى خدا را بپرستد هجرت همچنین واجب است ، در حدیث است كه ( لاینقطع الهجرة حتى تنقطع التوبة ولاینقطع التوبة حتى تغرب الشمس من مغربها ) " هجرت قطع نمى شود تا زمانى كه توبه قطع نشود ، وتوبه قطع نمى شود تا وقتیكه خورشید از مغرب طلوع نكند " دستور هجرت به مدینه در زمان پیامبر  از معجزات بود ، چونكه مدینه در آمد كشاورزى اش كم بود زیرا باران كم مى بارید ، در آمد بازرگانى اش نیز كم بود ، از نظر صنعت صفر بود ، از نظر وسعت جغرافیائى چنین مى نمود كه مدینه حتى براى خود ساكنانش هم تنگ است ، محاسبات وتخمینات بشرى مى گفت كه هجرت به مدینه مشكلات اقتصادى واجتماعى زیادى را ببار خواهد آورد ، اما بر عكس با هجرت به مدینه هر خیرى كه براى اسلام ومسلمین لازم بود متحقق شد ، وهر مكر وتوطئه اى كه علیه اسلام ومسلمین چیده شد باطل ونابود گردید، هركوچك وبزرگ ومرد وزن سید البشر  را از نزدیك مشاهده كردند ، ودینشانرا از ایشان آموختند وبه ایشان اقتداء كرددند ، واخلاق ایشان را یاد گرفتند وتطبیق كرند ، در مجالس درس شان حاضر شدند ، احادیث ایشان را حفظ كردند وسنت را با عمق معانى اش فهمیدند وعمل كردند وتمامى حركات وسكنات ایشان را با دقیق ترین تفاصیلش نقل كردند وبه دیگران رساندند ، در جنگ ها وغزوات ، پیامبر  را همراهى كردند ، وزندگى ایشان را حتى در داخل خانه مشاهده كردند واعم از عبادت ومعامله وسلوك وسایر زمینه ها را درك كردند وآموختند ورساندند ، همهء اینها بخاطر محبت وعلاقه فوق العاده اى بود كه به پیامبر  داشتند ، چقدر بزرگ وجالب بود اثرهجرت پیامبر  بر اسلام ومسلمین! ، وچقدر نعمتهاى فراوانى از بركت هجرت بر مؤمنین سرازیر شد! .
شكى نیست كه در آغاز هجرت مشكلات فراونى وجود داشت ، ومردم در سختى وتنگنا قرار داشتند چنانكه أبو هریرة  مى فرماید : " گاهى من بین منبر پیامبر  وحجره حضرت عائشه -رضی الله عنها- بیهوش مى شدم ، اعرابى مى آمد وپایش برگردنم مى گذاشت به گمان اینكه كه من دیوانه ام ، درحالى كه جز گرسنگى هیچ مشكلى نداشتم ، امام بخارى - رحمة الله علیه - از أبو هریرة  نقل مى كند كه یك پیاله شیر به رسول الله  هدیه شد، از چهره من احساس كردند كه گرسنه ام ، فرمودند: أهل صفه را صدا بزن، از بس كه گرسنه بودم آرزو مى كردم كه من وپیامبر  دو نفرى آنرا بنوشیم ، بلآخره آنها را صدا زدم وپیاله شیر را به یكى یكى نوشانیدم تا اینكه همه سیر شدند وفقط من ورسول الله  ماندیم فرمودند: أبو هریرة ! بنوش ، نوشیدم تا اینكه سیر شدم، فرمودند بنوش نوشیدم باز هم فرمودند بنوش گفتم: به خدایى كه شمارا به حق فرستاده است دیگر جاندارم ، باقى مانده را رسول الله  نوشیدند ، گاهى مى شد كه پیامبر  از گرسنگى سنگ به شكمشان مى بستند ، اما این سختى هاى آغازهجرت باصبر وایمان آنان سپرى شد.
رسول خدا  آنقدر با صحابه ویارانشان شفقت ومهربانى داشتند وآنقدر با نرمى وعطوفت با آنان بر خورد مى كردند كه شفقت وعطوفت هیچ پدر ومادرى را نمى توان با آن مقایسه كرد ، سر انجام خداوند اسلام را غالب كرد وشهرها ومناطق زیادى فتح گردید ، اموال وغنائم زیادى از هر طرف به مدینه سرازیر گردید ، اما رسول الله  فرمودند : امروز حال شما بهتر از روزى است كه یك طشت صبح جلویش باشد ویكى شب ، ویك دست لباس صبح بپوشید ویكى شب .
اى مسلمان ! اگر ثواب هجرت بسوى خدا رسول در زمان نبوت از دست رفته است خداوند نوع دیگرى از هجرت را مشروع كرده است كه ثواب بسیارى بزرگى دارد ، هجرت به معناى ترك كردن است پس گناه را ترك كن وبسوى طاعت بشتاب افراط وتفریط را ترك كن بسوى اعتدال واستقامت بشتاب ، گناهان وسركشى را ترك كن وبسوى فرمانبردارى وتسلیم بشتاب ، كسالت وآرزوهاى باطل را ترك كن وبسوى تلاش وكوشش وپشتكار بشتاب ، تا كه خدا ومولایت را از خود راضى كنى ، میل به دنیا ودل بستن به آن را ترك كن وبسوى آخرت وامید به نعمتهاى بهشت بشتاب ، پیامبر  فرمودند : ( المسلم من سلم المسلمون من لسانه ویده والمهاجر من هجر ما حرم الله ) " مسلمان كامل كسى است كه مسلمانان دیگر از دست وزبانش آسوده باشند ومهاجر واقعى كسى است كه آنچه را كه خدا حرام كرده ترك كند " ودر صحیح مسلم آمده است كه پیامبر  فرموند : "عبادت در عصر فتنه وفساد مانند هجرت به سوى من است " خداوند مى فرماید: ( إن الذین آمنوا والذین هاجروا وجاهدوا فی سبیل الله أولئك یرجون رحمة الله والله غفور رحیم ) " براستى كسانى كه ایمان آوردند وكسانى كه هجرت كردند وجهاد نمودند در راه خدا ، آنها به رحمت خدا امیدوارند وخداوند بخشنده ومهربان است "

بارك الله لی ولكم فی القرآن العظیم .....

خطبه دوم:

اى مسلمانان !
از خدا بترسید چنانكه باید ترسیده شود ، ونمیرید مگر در حالى كه مسلمان باشید ، بندگان خدا ! خداوند متعال مىفرماید: ( هو الذى جعل اللیل والنهار خلفة لمن أراد أن یذكر أو أراد شكورا ) " خداوند ذاتى است كه شب وروز را پى درپى آفریده است براى كسى كه خواسته باشد پند بگیرد یا شكر گذارشود " گردش شب وروز نشانه بزرگى بر قدرت خدا است، كسى كه عمل نیكى از او درشب فوت شود مى تواند در روز جبرانش كند ، اگر عملى در روز فوت شد مى تواند در شب جبرانش كند ، اتفاق بزرگ هجرت مصطفى  به مسلمانان درسهاى زیادى مى آموزاند ، صبر مى آموزاند وپند مى دهد وراهنمایى مى كند ، خداوند خواسته بود كه هجرت با اسباب عادى انجام گیرد اسبابى كه انسانها با آن آشنا هستند ، توشه سفر ، شتر براى سوارى، راه بلد براى راهنماى ، اگر خداوند مى خواست اینجا نیرنى توانست اورا بربراق سوار مىكند اما مى خواست امتش به وى اقتداء كنند وهر گاه لازم باشد دینشان را با اسبایى كه در اختیار دارند یارى كنند .
پس اى مسلمان !
بزرگترین واجب تو این است كه دین خدا را در وجود خود یارى كنى ، در خانه ات نصرت كنىنصرت ویارى دین با عمل كردن به آن ، ودعوت بسوى آن حد اقل در جامعه اى كه در آن زندگى مى كنى متحقق مى گردد وسپس صبر در مقابل مشكلاتى كه احتمالاً برایت پیش خواهد آمد .
امروز وضعیت مسلمانان در جهان بگونه اى است كه باید از درسهاى هجرت نبوى استفاده كنند ، امروز ودر این عصرى كه مازندگى مى كینم هرگز ممكن نیست كه حالت دین بهبود یابد مگر به همان روش وباهمان اسبابى كه در اول دین، سرپا ایستاده ورشد كرده است ، ایمان حقیقى ، توحید خالص ، اخلاق نیكو ، صداقت باخدا توكل براو ، صبر در مقابل مشكلات ، عبادت با مرتبه احسان وطبق سنت مطهر رسول الله  مهمترین این اسباب است پیامبر  مىفرمایند: (اتق الله حیث ما كنت واتبع السیئة الحسنة تمحها وخالق الناس بخلق حسن ) " هرجایى كه بودى از خدا بترس ، پس از هر خطا وگناهى كه اگر احینًا از تو سرزد حتما عمل نیكى انجام بده كه اورا نابود خواهد كرد ، وبامردم با اخلاق نیكو رفتاركن "


اى مؤمنان ! خدا وفرشتگانش بر پیامبر درود مى فرستند پس شما نیز بر او درود وسلام بفرستید ....


خطیب: شیخ عبد الرحمن بن على الحذیفى

 :: لینك ثابت نویسنده : مدیر سایت نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

اصلاح قلبها (اخلاص1)
بیان ابن قیم راجع به آثار شوم گناهان(3)
بیان ابن قیم راجع به آثار شوم گناهان(2)
بیان ابن قیم راجع به آثار شوم گناهان
قصه هدایت و جستجوی سعادت
تلقین كسی كه در حال مرگ است
حكم خودکشی در اسلام
مایکل جکسون
جنگ‌ تبشیری‌ علیه‌ اسلام‌
انسان و مذاهب در تاریخ
مقالات-آداب علم
منـزلت نماز در بین دیگر عبادات و فضیلت نماز جماعت
اعجاز علمی--آیا آهن در زمین به وجود آمده است؟
مقالات_غذارا بامیوه آغاز نمایید
مقالات-آثارگناه


اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
مدیر سایت

آمار بازدیدكنندگان
امروز :
دیروز :
كل :

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


لینكدونی
آرشیو لینكدونی

عکس هفته

لینك دوستان
:: محصولات برتر
:: جامعه مجازی 'علمی' تریبون آزاد
:: زنال
:: اشکنان آنلاین
:: گمبرون سایتی متفاوت

صفحه اصلی |  ارتبــــــــــــــاط با ما |  ایمیل |   |  صفحه خانگی